
شعر فاطمی
وقتی
وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست
احساس میکنیم که دو عالم گدای ماست
با گریه بهر فاطمه آدم عزیز است
این گریه خانه نیست که دولت سرای ماست
اینجا به ما حسین حسین وحی میشود
پیغمبریم و مجلس زهرا حرای ماست
سلمان شدن نتیجه همسایگی اوست
زهرا برای سیر کمال ولای ماست
تنها وسیله ای که نخش هم شفاعت است
چادر نماز مادر ارباب های ماست
باران به خاطر نوه ی فضه میرسد
ما خادمیم و ابر کرم در دعای ماست
فرموده اند داخل آتش نمیشویم
فردا اگر شفاعت زهرا برای ماست
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط مدرسه علمیه فاطمه الزهرا س گله دار در 1395/11/23 ساعت 02:59:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
1395/11/23 @ 06:21:39 ب.ظ
رحیمی [عضو]
السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ حَبِيبِ اللَّهِ…
يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً …
تا زنده ام برای شما گریه میکنم
در ماتم و عزای شما گریه میکنم
سرشار از تنفس امید میشوم
وقتی که در هوای شما گریه میکنم
هر فاطمیه محرم اشک و غم علی
از داغ روضه های شما گریه میکنم
یاد جوانی ات که به تاراج شعله رفت
آتش گرفته پای شما گریه میکنم
با اسم کوچه موی سرم میشود سفید
هم درد مجتبای شما گریه میکنم
با واژه های سیلی و دیوار و در مدام
لطمه زنان برای شما گریه میکنم
هر بار با شنیدن “فضه خذینی” ات
از صبر مرتضای شما گریه میکنم
یاد قنوت نافله های نشسته ات
از سوز ربنای شما گریه میکنم
حسن کردی
یا علی علیه السلام
1395/11/23 @ 03:11:17 ب.ظ
مدرسه علمیه فاطمه الزهرا س گله دار [عضو]
احسنت زیبا بود