
معرفی یا بیان خاطره ای از شهیدای دفاع مقدس شهرتان
…اینجانب یوسف مظاهری…
در خاک های گرم شرهانی و در نزدیکی «نهر عنبر»؛ پیکری را یافتند که جز استخوان چیزی از آن باقی نمانده بود؛ اما در بین استخوان ها و در لابه لای دنده هایش، تکه های کاغذی سوخته به چشم می خورد که بر روی تکه ای از آن نوشته بود«…اینجانب یوسف مظاهری..»
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط مدرسه علمیه فاطمه الزهرا س گله دار در 1398/07/06 ساعت 03:19:00 ب.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید